بهمئی ها

پاتوق وبلاگ نویسان بهمئی

بهمئی ها

پاتوق وبلاگ نویسان بهمئی

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

رسول سنایی ،شاعر نامی بومی محلی استان کهگیلویه و بویراحمد در وصف فقر در شهر لیکک شعری سرود و در ابتدای آن نوشت:

برای زیبای خفته ام لیکک:

****

لیکک! دیارِ بی نشانِ من!

وَرزایِ پیرِ خسته از سگ دو!

پر کرده حجم کوچه هایت را

مردان بی "نوزین" و بی "برنو"

****

لیکک! زمستان بود و خوابت برد

یخ کرده ای در پشت درهایت

آجر به آجر درد بالا رفت

از شانه های کارگرهایت

****

بر شانه های کارگرهایت

هی برج بالا رفت در اهواز

خم شد کمرهامان ولی نشکست

در فصل شالی کاریِ شیراز

****

کم کم گره میخورد تقدیرت

بادستهای هر چه بادا باد

روزی که فرزند تو درتهران

از چشمهای داربست افتاد

****

انگار دنیا از همان آغاز

چشم تو را از اشک تر میخواست

تنها به دنبال تو میگشتند

هر گوشه هر کس کارگر میخواست

****

تهران و تبریز و شمیرانات

از خون رگهای تو مینوشند

یک قرن مثل گاو غمگینی

از سینه هایت نفت میدوشند

****

از سینه هایت نفت می...اما..

جز دود سهم آسمانت نیست

چیزی به جز آینده ای تاریک

در انتظار کودکانت نیست

****

در من هزاران شعر میمیرد

وقتی که میبندی دهانت را

بامن بخوان ای شهر فقرآلود

درد نجیب دخترانت را

****

یک عمر من را سرزنش کردند

تا از سر تو دست بردارم

کمتر به من نامهربانی کن

دیوانه من هم دوستت دارم

معادل فارسی واژه های بومی:وَرزا: گاو نری که در فرهنگ بومی بهمئی نماد قدرت و خستگی ناپذیری است./ نوزین:اسبی که تازه سواری شده است.

انتهای پیام/

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۴
از دیار بهمئی

شعر

فقر

لیکک

پول نفت

کارگر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی